ما و کسانمان... وای ... ای وای
نمی دانم
نمی دانم
حسن
حسن
و
من واقعا یادم می آید آن روزها که باهم میزدیم از خانه بیرون و پولهایمان را یکی میکردیم و هرشب هم کم می آوردیم می رفتیم دنبال کارهای NGo و کارهای فرهنگی
حسن یاد کنسرت ناصر عبداللهی که با هم در سینمای 22 بهمن شهرمان تبریزبرگزار کردیم بخیر
حسن یاد کافی نتت بخیر
حسن
بغض مرا می کشد آخر
.
.
.
و حسن من رفت
امروز هم چیز هایی..
و جاده ابریشمی امروز دو فقره سه خطی دارد که عرض می کند
همین ...
تن من تن تو تن ما
همه تنها
این را غسال می خواند

آدمک
آدمک تنهای من
مقابل آیینه می گویم

جاده ابریشم واقعیت یا تحریف
در پی مطلب کشف شده توسط دوست عزیزمان سر کار خانم کوثری صاحب وبلاگ http://khalijfars-jadehfarhangha.blogsky.com/مطالبی به ذهنم آمد که بنویسم این دوست گرامی که خود با قرار دادن باکس تبلیغی افسانه جومونگ و سایر یریالهای مربوطه کوره را مورد تبلیغ قرار می دهند مدعی هستند که جاده ابریشم جز آنکه چیز نامربوطی باشد ساخته ذهن چینیان از جهت سر قت فرهنگ عمیق ما ایرانیان نیست و در همه اینها دشتان ضد ایرانی دیده می شود و قضیه همانی است که در بحث خلیج عرب بوده و بنده خلاصه وار معروضم اگر شما و دوستانتان کمی با مفهوم اولیه جاده ابریشم و فرق آن با جاده مراسلات فرهنگی و نظریه ارد بزرگ که بی مناسبت با نظریه پطر کبیر در مورد روس نیست می نگریستید و خود را صاحب و بانی تمامی تمدنهای بشری نمی دانستید در می یافتید که تمدن در چین نیز همپای تمدن در ایران پیش رفته و مشابهتهای فرهنگی چین – ایران – مصر و آمریکای جنوبی را در خواهید یافت و جاده مراسلات فرهنگی از باب مصادره فرهنگ که از باب افزایش آگاهی ها نسبت به فرهنگها کار بری داشته و این جاده نیز قبل از آنکه ربط معنا داری به فرخنگ بیابد به تجارت مرتبط بوده است و منی که وقتی تمدنهای وکتا – اینایا را در جنوب چین را می بینم و تمدن الیمائید و اورارتورا در شمالغرب ایران که هر یک به بیش از 7 هزار سال بر می گردد نمی توانم توهم تئوری توطئه شما را درک کنم و این نکته که شما باکشف چیزی که تقصیرش را به گردن چینی ها می اندازید ولی دئل اوروپایی آنرا با نام و نشان مارکوپولو به بیرون می دهند نمی دانم چه می خواهید بگویید
حسین کشته شد...
حسین را کشتند
و
آیا مردانگی را و حریت را هم
نمی دانم
در پس این حسین حسین گفتنها چقدر انسانیت خفته
و
یا چقدر...
ولش کن ولش کن
فردا تاسوعا است و من طبق عهد قدیمیم که در شهرم تبریز متداول است به قسمت کردن شمع بین ۴١ مسجد خواهم رفت و چه حالی خواهد بود

امروز جاده ابریشم و دریاچه ارومی و کمی هم از فجایع شهر ...
امروز دوستی دیدم که مرا یاد کارهای زیست محیطی و موسات غیر دولتی انداخت و به اوضاع اسف بار دریاچه ارومیه به این مطلب با هم بیندیشیم .

و به آدرسهای ذیل هم مراجعه کنید
http://www.ngo-hamyaran.blogfa.com/
و غزه هم در آتش می سوزد

